المحقق السبزواري

741

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

مكان علّيّين آشيان شاه اسماعيل الحسينى الموسوى الصفوى - انار اللّه تعالى برهانه - و محمّد خان در ظاهر مرو محاربه‌اى عظيم روداده ، محمّد خان كشته شد و اولياى دولت شاهى را غلبهء عظيم بر جنود اوزبك حاصل گرديده ، ممالك خراسان مفتوح شد . فتحنامه‌ها به اطراف ممالك خراسان ارسال داشتند . از آن جمله فتحنامه‌اى بود كه به شهر هرات ارسال شد و شهر مذكور در آن وقت مجمع اكابر و اعاظم و افاضل و اعيان روزگار بود ، و سالهاى دراز بود كه دار السلطنه بود و سپاهى بسيار از اوزبك و غيرهم در آن شهر بود ، چنان كه شنيده‌ام كه دوازده هزار سپاهى در آن وقت در هرات جمع بودند . از جانب حضرت شاهى ، قورچى قلى خان بيك نام به رسانيدن حكم پادشاهى ، كه متضمّن بشارت فتح و استمالت خلايق و اوامر و نواهى بود ، مأمور گرديد . اكابر و افاضل و اعيان و ساير خلايق در مسجد جامع جمع شدند و حافظ زين الدّين محمّد زيارتگاهى بر منبر رفته ، شروع در خواندن حكم نمود ، و چون به حديث لعن و سبّ مخالفان حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - رسيد و مسجد را مشحون به سنّيان متعصّب از اوزبكان و هرويان و امثال ايشان كه بر سر اين از سر خود بسيار شده كه گذشته خونها ريخته‌اند و لعن و سبّ در شهر هرى [ - هرات ] بغايت غريب و بديع مىنمود ، وحشت و فزع كرده در ذكر لعن و سبّ تأمّل و توقّف نمود و در همان مسجد به ضرب تيغ قلى خان كشته گرديد و ديگرى بر منبر رفته ، خواندن حكم را به اتمام رسانيد . فزع و خوف و رعب عظيم بر ضماير خلايق استيلا يافت . شنيده‌ام كه در آن مجلس سيف الدّين احمد تفتازانى ، كه سى سال شيخ كلّ [ 183 آ ] خراسان بود و در تسنّن بغايت متعصّب بود و در نوبت دوم كه نواب فردوس مكانى به خراسان تشريف حضور ارزانى داشتند به موجب حكم پادشاهى كشته گرديد ، در آن مجلس نشسته بود . در پهلوى او ، يكى از اعاظم علماى فنّ نجوم بود ؛ چون كشتن خطيب به وقوع آمد ، مولانا سيف الدّين گفت : « اين عجب آتشى است كه شعله كشيده ! امّا زود فروخواهد نشست . » آن منجّم از احوال زايچهء طالع حضرت شاهى اطّلاع داشت و مىدانست كه دودمان عظيم ايشان سالهاى متمادى مركز قرار سلطنت و جهانبانى و محطّ رحال كشورگشايى و جهانستانى خواهد بود و امتداد ايّام دولت و عظمت اولاد امجاد آن حضرت مقرون به دوام و خلود